روایت‌سازی یا واقعیت‌گریزی؟/نقدی بر ادعای «مظلومیت رسانه‌ای» آذربایجان غربی

مشکل آذربایجان غربی کمبود روایت نیست؛ مشکل، فاصله میان روایت رسمی و واقعیت‌های عینی است.

به گزارش رویداد اول؛ یادداشت منتشرشده درباره سخنان استاندار آذربایجان غربی بیش از آنکه یک تحلیل رسانه‌ای باشد، تلاشی برای توجیه ناکارآمدی مدیریتی با فرافکنی به سمت رسانه‌هاست. سال‌هاست که هرگاه توسعه‌ای رخ نمی‌دهد، برخی مدیران به جای پاسخگویی درباره عملکرد خود، انگشت اتهام را به سوی رسانه‌ها نشانه می‌روند و از «ضعف روایتگری» سخن می‌گویند؛ گویی مشکل اصلی استان نه کمبود برنامه‌ریزی، نه ضعف مدیریت و نه تصمیمات اشتباه، بلکه فقط کم‌کاری رسانه‌هاست.

نخست باید پرسید چه کسانی مسئول وضعیت فعلی رسانه‌های وابسته به استانداری هستند؟ مگر نه اینکه تمامی استانداران، از گذشته تا امروز و از جمله استاندار فعلی، تیم رسانه‌ای و روابط عمومی خود را شخصاً یا با نظر مستقیم خود انتخاب کرده‌اند؟ اگر امروز از ضعف روایتگری گلایه می‌شود، این ضعف محصول همان انتخاب‌هایی است که طی سال‌ها صورت گرفته است. بسیاری از این مجموعه‌ها نه بر اساس تخصص رسانه‌ای، بلکه بر اساس ملاحظات اداری و روابط شخصی شکل گرفته‌اند و نتیجه آن نیز چیزی جز تولید اخبار کلیشه‌ای و گزارش‌های تبلیغاتی نبوده است.

واقعیت این است که بخش قابل توجهی از رسانه‌های نزدیک به استانداری نقش «میرزابنویس» مدیران را ایفا می‌کنند. مأموریت آنها نقد، مطالبه‌گری و انعکاس واقعیت‌های جامعه نیست؛ بلکه بازنویسی سخنان مدیران و انتشار گزارش‌هایی است که تصویری بی‌نقص از عملکرد مسئولان ارائه دهد. در چنین شرایطی، صحبت از ضعف روایتگری بیشتر به یک طنز تلخ شباهت دارد.

استقلال رسانه ای

دومین نکته آن است که رسانه زمانی می‌تواند روایتگر واقعی باشد که استقلال داشته باشد. اما در بسیاری از موارد، آنچه از رسانه‌ها خواسته می‌شود، نوشتن آن چیزی است که مدیران می‌خواهند دیده شود، نه آن چیزی که واقعاً در حال رخ دادن است. خبرنگاری که مشکلات مردم را منعکس کند، معمولاً مورد بی‌مهری قرار می‌گیرد؛ اما رسانه‌ای که صرفاً به تمجید از مدیران بپردازد، از حمایت‌های مختلف بهره‌مند می‌شود. نتیجه چنین رویکردی نیز شکل‌گیری رسانه‌هایی است که بقای اقتصادی خود را در حمایت از مدیران می‌بینند و طبیعی است که در ازای دریافت مواجب و حمایت، تصویری آرمانی از وضعیت استان ارائه دهند.

رسانه نمی‌تواند کمبود عملکرد را جبران کند

نویسنده یادداشت از «مظلومیت در روایت» سخن می‌گوید، اما سؤال اینجاست که آیا مردم با کمبود روایت مواجه‌اند یا با کمبود نتیجه؟ آیا سرمایه‌گذار به دلیل ضعف رسانه‌ای وارد استان نمی‌شود یا به دلیل مشکلات زیرساختی، بروکراسی پیچیده، نبود امنیت سرمایه‌گذاری و بی‌ثباتی تصمیمات مدیریتی؟ هیچ سرمایه‌گذاری صرفاً با دیدن چند گزارش تبلیغاتی جذب نمی‌شود؛ او واقعیت‌های میدانی را بررسی می‌کند.

توسعه با بیانیه، گزارش تبلیغاتی و روایت‌سازی حاصل نمی‌شود. اگر استان در مسیر توسعه قرار دارد، مردم باید آثار آن را در اشتغال، سرمایه‌گذاری، رفاه عمومی و کیفیت زندگی خود مشاهده کنند. رسانه نمی‌تواند کمبود عملکرد را جبران کند و هیچ میزان از تبلیغات قادر نیست واقعیت‌های موجود را برای همیشه پنهان سازد.

رسانه‌ها نباید از بیان واقعیت منع شوند

مشکل آذربایجان غربی کمبود روایت نیست؛ مشکل، فاصله میان روایت رسمی و واقعیت‌های عینی است. تا زمانی که رسانه‌ها از بیان واقعیت منع شوند و تنها مأمور بازتاب خواسته‌های مدیران باشند، نه تنها اعتماد عمومی افزایش نخواهد یافت، بلکه شکاف میان مردم و روایت‌های رسمی نیز عمیق‌تر خواهد شد.

اگر قرار است رسانه به توسعه کمک کند، نخست باید از قید وابستگی و سفارش‌نویسی رها شود. رسانه مستقل، آینه عملکرد مدیران است؛ نه بلندگوی تبلیغاتی آنان. توسعه واقعی از پاسخگویی آغاز می‌شود، نه از مقصر جلوه دادن رسانه‌ها برای پوشاندن ضعف‌های مدیریتی.