آذربایجان غربی در دوراهی سیاه‌نمایی مطلق و تملق سازمان‌یافته رسانه/روایتگری؛ زیرساخت نرم توسعه یا فرار از واقعیت؟

آذربایجان غربی برای خروج از مظلومیت تاریخی، بیش از هر چیز به انعقاد یک پیمانِ نانوشته میان حکمرانی و رسانه نیاز دارد.

به گزارش رویداد اول؛ نقد شایسته روزنامه نگار قدیمی استان آذربایجان غربی آقای هدایت رودینی در سایت پایگاه خبری رویداد اول با عنوان روایت‌سازی یا واقعیت‌گریزی؟/نقدی بر ادعای «مظلومیت رسانه‌ای» آذربایجان غربی با دقت مطالعه کردم و ضمن تحسین دغدغه درست رسانه ای این صاحب ذوق قلم بزرگوار بر تحلیل و نقد موضوع مطرح شده یادداشتی را برای تنویر افکار و ایجاد روح گفتگوی رسانه ای منتشر کردم و بر دقت نظر که خود نشانه‌ای از بلوغ گفتمانی در رسانه‌های استان است زبان به تحسین طی تماس صبحگاه نوزدهم خرداد ماه گشودم و عنوان کردم نگرانی او از اینکه برخی مدیران، روایتگری را به پتکی برای کوبیدن بر سر رسانه‌های مستقل و نقابی برای پوشاندن ضعف‌های زیرساختی تبدیل کنند، کاملاً به‌جا و ستودنی است. با این حال، در تحلیل دقیق نسبت میان عملکرد و روایت باید از دام تقابل‌های دوگانه و ساده‌ انگارانه گریخت.

توسعه، در دل شاخص های رسانه ای و روایی سنجیده می شود

نخست آنکه، توسعه در جهان مدرن، صرفاً محصولِ ریختن بتن و فولاد نیست توسعه، برآمده از اعتمادِ سرمایه است. سرمایه‌ گذار چه داخلی و چه خارجی پیش از آنکه کلنگ پروژه را به زمین بزند، تصویر ذهنی خود از مقصد سرمایه‌گذاری را با شاخص‌ های رسانه‌ای و روایی می‌سنجد. اگر استان ما در بازارهای ملی، به دلیل روایتی غلط به عنوان منطقه‌ای ناامن، پرریسک یا درگیر حاشیه شناخته شود، هیچ میزان از تلاش برای ایجاد زیرساخت بدون تغییر این تصویر ذهنی، به جذب سرمایه کلان منجر نخواهد شد.

بنابراین، روایتگری در اینجا فرافکنی نیست بلکه زیرساخت نرم توسعه است. اگر رسانه‌ها نتوانند ظرفیت‌های واقعیِ مرزی صنعتی و کشاورزی آذربایجان غربی را به برند تبدیل کنند، این استان در رقابت با استان‌های دیگر پیش از آغاز بازی شکست‌ خورده است.

رسانه میرزا بنویس مدیران نیست

دوم در باب استقلال رسانه‌ای، باید با همکار منتقد هم‌نظر بود که رسانه میرزا بنویس مدیران، دردی از استان دوا نمی‌کند و برعکس، با تولید اخبار کلیشه‌ای و تملق‌آمیز، سرمایه اجتماعی نظام را مستهلک می‌کند. اما راه حل این معضل، انکار ضرورت روایتگری نیست بلکه ارتقای کیفیت آن است.

روایت‌های تحلیلی و مستند میدان را از دست جریان‌های غیرحرفه‌ای خارج می کند

استاندار آذربایجان غربی در فراخوان خود، به درستی از ضعف روایتگری سخن گفته است. اگر این فراخوان دعوتی برای تولید روایت‌های تملق‌ آمیز باشد، محکوم به شکست است و رسانه‌های هوشمند آن را پس خواهند زد. اما اگر دعوتی برای عبور از اخبارِ زرد روابط‌ عمومی‌ محور به سمت روایت‌های تحلیلی، مستند و مبتنی بر واقعیت باشد، این یک فرصت استراتژیک برای روزنامه‌نگاران است تا میدان را از دست جریان‌های غیرحرفه‌ای خارج کنند.

مسئله اصلی آنجاست که رسانه نباید میان نقدِ عملکرد و روایت ظرفیت یکی را انتخاب کند. رسانه‌ای که تنها نقد می‌کند اما ظرفیت‌ها را نمی‌بیند، دچار ناامیدسازی استراتژیک است. رسانه‌ای هم که تنها تملق می‌گوید، دچار دروغ‌ گوییِ سازمان‌ یافته است. رسانه‌ی تراز، آینه‌ای است که هم ترک‌های دیوار را نشان می‌دهد تا مدیر تعمیر کند، و هم چشم‌اندازِ زیباییِ عمارت را ترسیم می‌کند تا سرمایه‌گذار مشتاق شود. اینکه گفته شود رسانه نمی‌تواند کمبود عملکرد را جبران کند سخنی صحیح اما ناقص است زیرا رسانه می‌تواند با ایجاد فشارِ افکار عمومی برای پاسخگویی، مدیرِ کم‌کار را به حرکت وادارد و با روایت درست واقعیت، فضا را برای ورود مدیران کارآمد مهیا کند.

پیمانِ نانوشته میان حکمرانی و رسانه/مدیرانبسترِ امنی برای روایت واقعیت‌ها فراهم کنند

در نهایت، آذربایجان غربی برای خروج از مظلومیت تاریخی، بیش از هر چیز به انعقاد یک پیمانِ نانوشته میان حکمرانی و رسانه نیاز دارد. حکمرانی باید بپذیرد که روایتگری درست با نقد منصفانه هیچ تعارضی ندارد و رسانه نیز باید بپذیرد که مطالبه‌گری نباید به سیاه‌نمایی مطلق بدل شود.

اگر مدیران استان صادقانه به دنبال تغییر تصویر استان هستند، باید بسترِ امنی برای روایت واقعیت‌ها، اعم از تلخ و شیرین فراهم کنند. نقد همکار محترم، خود یکی از مهم‌ترین روایت‌هایی است که در این مسیر باید شنیده شود. نقد او، نه در تقابل با توسعه، بلکه در تکمیل آن است چرا که توسعه‌ای که در آن صدای منتقد نباشد یا رویاست و یا دیکتاتوری که هر دو در تضاد با پیشرفت پایدار هستند. رسالت ما در این مرحله تاریخی، گذار از خبرنویسیِ سنتی به روایتگریِ راهبردی است که در آن حقیقت معیار اصلی و پیشرفت غایت نهایی باشد.