کابوس پنتاگون در اصفهان و کویت/ناگفتههایی از سیلی سخت فراجا و عقابان بوشهر به ارتش آمریکا
به گزارش رویداد اول؛ در جغرافیای نبردهای نوین، مرز میان میدان و رسانه به باریکی یک تار مو رسیده است. ما امروزه در عصر نبردهای شبکه محور و جنگ های هیبریدی زیست می کنیم عصری که در آن پیروزی نظامی اگر با پیروزی در ساحت روایت همراه نشود، دیری نمیپاید که در غبار جنگ شناختی دشمن به شکست تعبیر میگردد. رخدادهای شگرف و حماسی اخیر در جنگ رمضان و تقابل مستقیم با ابهت پوشالی ارتش آمریکا فصلی زرین در تاریخ دفاعی این مرز و بوم است. اما پرسش استراتژیک اینجاست چرا در هنگامه سرنگونی هیمنه پنتاگون، روایت این فتوحات در پیچ و خمهای بوروکراسی رسانه ای و مصلحت سنجی های محافظه کارانه محصور میماند؟
دشمن در جنگ تحمیلی سوم با راهبرد محاصره همهجانبه و تمرکز بر گسستهای امنیتی وارد کارزار شد. بمباران کلانتری ها پاسگاه ها و مراکز انتظامی تلاشی مذبوحانه برای درهم شکستن امنیت مویرگی ایران بود. با این حال پلیس ایران با هدایت مدبرانه سردار رادان و تکیه بر سرمایه اجتماعی اعتماد از لاک دفاعی سنتی خارج شد. فراجا با اتخاذ استراتژی درگیری پیش دستانه پنتاگون را در محاسباتش دچار خطای راهبردی کرد. شاهکار یگانهای ویژه و تکاوری فراجا در زمینگیر کردن هواپیماهای فوق پشرفته آمریکایی در یک فرودگاه نظامی متروکه در ۴۰ کیلومتری اصفهان تنها یک توفیق نظامی نبود این یک تصویر قدرت بود که می بایست بر تارک حافظه جمعی ملت نقش میبست. آمریکاییها با هدف شوم دستاندازی به ذخایر اورانیوم اصفهان و اجرای عملیات نجات هالیوودی خلبانان خود آمده بودند، اما با سد فولادین مدافعان امنیت ملی برخورد کردند و مفتضحانه گریختند.
همزمان با این حماسه زمینی، در پهنه آسمان نیز عقابان بوشهر حماسهای دیگر رقم زدند که لرزه بر اندام سنتکام انداخت. دو فروند جنگنده اف-۵ ایرانی که رسانه های غربی آن ها را تجهیزاتی از رده خارج می نامیدند با تکیه بر نبوغ خلبانان و پرواز در ارتفاع پست (زیر ۵۰ فوت)، از تمامی لایههای پدافندی پاتریوت عبور کردند. این پرنده های تیزپرواز، با نفوذ به عمق استراتژیک دشمن در کویت، داغی ۵ میلیارد دلاری بر زیرساخت های آمریکا نهادند. اوج این حقارت برای ارتش آمریکا آنجا بود که شبکه پدافندیشان در اثر فروپاشی ذهنی و خطای محاسباتی به سمت جنگنده های اف-۱۶ (F-16) خودی شلیک کرد و سه فروند از آنها را سرنگون ساخت. این اعتراف تلخی بود که رسانه هایی چون انبیسی (NBC) نیز نتوانستند از کنار آن به سادگی عبور کنند.
بحران رسانهای ما درست در همین نقطه آغاز میشود. در ایامی که جریان آزاد اطلاعات با اختلال مواجه است، مسئولیت رسانه ملی در روایتگری فتح دوچندان میشود. غفلت از روایت پیروزی، فضا را برای موج سواری رسانههای بیگانه مهیا میکند. وقتی ما از حماسه یگان های تکاوری در اصفهان و یا بمباران موفق مقر آمریکاییها در کویت نمیگوییم، دشمن روایت تحریف شده و شکست خورده خود را به خوردِ افکار عمومی میدهد. عدم روایت این جریانات تنها به نفع اتاق فکرهای جنگ روانی دشمن است که قصد دارند تابآوری مردم را که زیر فشارهای شدید اقتصادی حفظ شده است، درهم بشکنند.
چرا ایران به کمینگاه دشمن تبدیل شد در حالی که در کشورهایی مانند ونزوئلا سناریوهای کودتا در چند ساعت کلید خورد؟ پاسخ را باید در ایمان قلبی، هوش هیجانی و نگاه هیبریدی نیروهای فراجا جستوجو کرد. آنها فهمیدند که امنیت شهر از مرز میگذرد و امنیت ذهن از عین.
اما این انسجام ملی و روحیه جنگاوری پیشدستانه، نیازمند پیوست روایت است. مردم ایران که در سختترین شرایط معیشتی، سینه در برابر تحریمها سپر کردهاند، حق دارند بدانند که فرزندانشان در فراجا و نیروی هوایی چگونه نقرهداغ کردن ارتش آمریکا را از یک شعار به یک واقعیت ملموس تبدیل کردند.
امروز زمان روایت است. سکوت رسانهای در برابر حماسه های ملی، نوعی خودزنی استراتژیک محسوب میشود. ما نباید اجازه دهیم غرور ملی، زیر سایه ملاحظات امنیتی افراطی یا کندی دستگاه های اطلاعرسانی ذبح شود. اگر هالیوود از شکست های مفتضحانه ارتش آمریکا اسطوره های دروغین میسازد ما وظیفه داریم از واقعیت عینی و حماسی یگان های خود، روایت فتح مدرن بسازیم. بازگو کردن شجاعت پلیس و ارتش در برابر ارتش پنتاگون، نه تنها باعث اقتدار نظامی بلکه موجب ترمیم زخم های اقتصادی و تقویت همبستگی ملی خواهد شد. پیروزی در میدان سخت به دست آمده است اکنون نوبت نخبگان رسانهای و سیاسی است که اجازه ندهند این برگ زرین در غبار نبرد شناختی گم شود. ایران جهنم متجاوزان است و این حقیقت باید بلندتر از هر فریادی روایت شود تا همگان بدانند در این خاک جایی برای عرض اندام خفاشان پنتاگون وجود ندارد.























ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0