لکنت رسانه‌ای در تبیین عدالت

رسانه ها در تبیین دستاوردهای حوزه قضایی، دچار لکنت رسانه‌ای شده‌اند.

به گزارش رویداد اول؛ در حاشیه یکی از جلسات هیات اجرایی بنیاد تعاون زندانیان استان آذربایجان غربی، لحظه‌ای رقم خورد که فراتر از پروتکل‌های اداری، ذهن مرا به عنوان یک فعال رسانه‌ای درگیر کرد. ناصر عتباتی، رئیس کل دادگستری استان، با حرارتی برخاسته از ایمان و نگاهی استراتژیک، از ضرورت اشتغال زندانیان و صیانت از چرخ‌های تولید سخن می‌گفت. تماشای آن غیرت مدیریتی برای گره‌گشایی از کارِ کارآفرینان و بازگرداندن کرامت به آسیب‌دیدگان اجتماعی، برای منِ شاهرخ احمدزاده، صرفاً یک سوژه خبری نبود؛ یک تلنگر بود. تلنگری که یادآور شد اگر این حجم از مجاهدت در مسیر اجرای عدالت اجتماعی به درستی روایت نشود، ما در روابط عمومی‌ها مرتکب قصوری نابخشودنی شده‌ایم.

عدالت پایدار بدون توضیح رسانه ای محقق نمی شود

حقیقت بنیادین این است که در جهان امروز، عدالت یک پدیده صرفاً حقوقی نیست؛ عدالت یک پدیده ارتباطی است. فهم عدالت نه در سکوت اتاق دادرسی، بلکه در میدان عمومی شکل می‌گیرد؛ جایی که مردم زندگی می‌کنند، قضاوت می‌کنند و اعتماد می‌سازند. جان رالز معتقد بود عدالت زمانی پایدار است که دلایلش برای شهروندان قابل توضیح باشد. اما این توضیح، بدون رسانه ممکن نیست. عدالت اگر روایت نشود، نیمه‌جان می‌ماند؛ اگر دیده نشود، درک نمی‌شود و اگر تبیین نشود، اعتماد نمی‌آفریند.

از منظر تحلیل علمی، اشتغال زندانیان یکی از حیاتی‌ترین ابزارهای صیانت از بیت‌المال و حمایت از تولید ملی است. هر زندانی که به جای بطالت در بند، در کارگاهی صنعتی مشغول به کار می‌شود، در واقع یک ردیف بودجه در هزینه‌های مبارزه با بزهکاری را حذف کرده و به یک مولد اقتصادی تبدیل شده است. رفع موانع تولید در دستگاه قضایی آذربایجان غربی، امروز به معنای تبدیل زندان از یک هزینه‌ ساز به یک فرصت‌ ساز برای صنعت استان است. اما چالش اساسی اینجاست: آیا رسانه توانسته است این شکاف میان حکم قضایی و فهم اجتماعی را پر کند؟

باید با صراحت اعتراف کنیم که ما در تبیین این دستاوردهای عظیم، دچار نوعی لکنت زبان رسانه‌ای شده‌ایم. فنون جدید رسانه‌ای به ما می‌آموزد که عصرِ بیانیه‌های خشک خبری به سر آمده است؛ امروز عصر روایت‌گری است. قصور ما در روابط عمومی زمانی آغاز می‌شود که اشتغال زندانی را یک آمار اداری ببینیم، نه یک جهاد تبیینی. اگر نتوانیم تصویر آن زندانی را که از پشت میله‌ها به چرخه صنعت پیوسته و با دسترنج حلال، مانع از فروپاشی خانواده‌اش می‌شود، به حافظه جمعی جامعه الصاق کنیم، حقِ آن قاضی، آن مددکار و آن کارآفرین را تضییع کرده‌ایم.

عدالت اجتماعی، بدون رسانه مسئولیت‌پذیر، کالبدی بی‌روح است

رسانه در حکمرانی قضایی مدرن، سه نقش حیاتی دارد: شفاف‌سازی، معناسازی و حافظه‌سازی. شفاف‌سازی یعنی روایت روندها به جای تیتر کردن نتایج؛ معناسازی یعنی ترجمه زبان تخصصی قضا به زبان همدلانه اجتماعی؛ و حافظه‌سازی یعنی ثبت این فداکاری‌ها در تاریخ تحولات استان. اقدام دادگستری آذربایجان غربی در اولویت‌بخشی به تبیین رسانه‌ای، یک حرکت پیشرو و آینده‌ساز است که نشان می‌دهد عدالت برای ریشه دواندن در جامعه، به اکسیژن رسانه نیاز دارد.

این یادداشت، یک فراخوان و یک بیدارباش برای همکارانم در حوزه روابط عمومی و رسانه است. ما باید از لاک گزارش‌های سنتی خارج شویم و با استفاده از فنون نوین، انیمیشن‌های تبیینی، مستندهای روایی و ظرفیت‌های فضای مجازی، معمار افکار عمومی باشیم. باید به جامعه بقبولانیم که حمایت از تولید و اشتغال زندانی، مستقیم‌ترین راه برای امنیت پایدار و پیشرفت اقتصادی است. اگر امروز این حدت و عشق مسئولان قضایی را به یک جریان مطالبه‌گر اجتماعی تبدیل نکنیم، در مأموریت خود برای صیانت از سرمایه‌های معنوی نظام شکست خورده‌ایم.

عدالت اجتماعی، بدون رسانه مسئولیت‌پذیر، کالبدی بی‌روح است. ما بر آنیم تا صدای رسای این تحول باشیم؛ جایی که چکش قاضی و قلمِ ما، در یک ضرب‌آهنگ مشترک، سمفونی امنیت، تولید و بازگشت به زندگی را برای مردم آذربایجان غربی بنوازند.