مسئولان باید از خیابان الگو بگیرند
به گزارش رویداد اول؛ تاریخ سیاسی معاصر ایران حکایت تطور یک هویت جمعی است که از قیام فردی آغاز شده و امروز به مقام رهبری معنایی رسیده است. اگر ۱۶ آذر ۱۳۳۲ نقطه شروع قیام در برابر استبداد تحت حمایت آمریکا بود و ۱۵ خرداد ۴۲ تبلور مخالفت با کاپیتولاسیون در قامت یک مرجعیت بیدار امروز ما در میانه یک جهش کیفی قرار داریم. مردم ایران با عبور از پلههای قیام و امت قائمه اکنون به مرتبه قوّامین رسیدهاند مرتبهای که در آن جامعه نه فقط برخاسته بلکه خود برپاکننده و قوامبخش یک نظم جدید در منطقه و جهان است. در این میان پرسش اساسی اقتصاد سیاسی این است چرا میان این بلوغ درخشان در خیابان و دستفرمان مدیریتی در ستاد شکافی نگرانکننده به چشم میخورد؟
از منظر تحلیل عمیق سیاسی، خیابان در ادبیات پسا طوفان الاقصی صرفاً کانون شعار نیست بلکه خاستگاه هنجارسازی و تابوسازی است. واقعیت آن است که خط قرمزهای واقعی در مذاکرات بینالمللی و معادلات راهبردی نه در پشت میزهای بسته بلکه در کف میدان ترسیم میشوند. این خیابان است که با منطق قوامیت مناطق ورود ممنوع دیپلماتیک ایجاد میکند و چنان حصار هنجاری مستحکمی میسازد که هرگونه عدول از اصول ملی نظیر اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز، اخراج قطعی آمریکا و لغو واقعی تحریمها را به یک تابوی سیاسی تبدیل مینماید. مسئولان باید بدانند که مشروعیت آنها در مذاکرات، مستقیماً از این تکبیرهای خیابانی وام گرفته میشود همانگونه که قرآن کریم تأکید میکند استیفای حق از معاندان تنها در سایه قائم بودن (إلا ما دُمتَ علیه قائماً) میسر است.
اما این قوامیت سکهای دو رو است، که یک سوی آن توحید و سوی دیگرش عدالت (قسط) است. گره زدن ایستادگی ژئوپلیتیک به بیتفاوتی نسبت به ناترازی های اقتصادی، یک خطای راهبردی در اقتصاد سیاسی است. قرآن کریم یک بار از قوّامین لله، شهداء بالقسط سخن میگوید و بار دیگر از قوّامین بالقسط، شهداء لله این یعنی توحید سیاسی بدون عدالت اقتصادی کالبدی بیروح است. نمیتوان مدعی ایستادگی در برابر استکبار جهانی بود اما در درون کشور جنگ فقر و غنا را به نفع صاحبان قدرت و ثروت رها کرد. مسئولان اگر میخواهند از خیابان الگو بگیرند، باید بدانند که مردم قوّام همانگونه که مشت گرهکرده خود را به سمت دشمن خارجی میگیرند چشم بیدار و مطالبهگر خود را نیز به سمت سفرههای آسیبدیده و نابرابریهای نهادینهشده دوختهاند.
یکی از ضرورتهای فوری در این مقطع، رسیدگی به آسیبدیدگان است چه آسیبدیدگان از جنگ تحمیلی و چه متضررین از نبردهای فرساینده اقتصادی. قوّامیت لله ایجاب میکند که پیش از آنکه جریانهای سازشکار، زخمهای معیشتی را به ابزاری برای تحمیل تسلیم تبدیل کنند، نهادهای حمایتی و دولت با الگوی جهادی خیابان، به داد محرومان برسند. مطالبهگری خیابان در اینجا هم یک اهرم فشار بر دولت برای اصلاح ساختارهای تبعیضآمیز است و هم یک حرکت خودجوش مردمی برای صیانت از بدنه اجتماعی انقلاب.
در تحلیل نهایی باید بر این حقیقت پای فشرد که خیابان ایران امروز در جای درست تاریخ ایستاده است. این بلوغ وظیفهای سنگین بر دوش کارگزاران مینهد تبعیت از نبض واقعی جامعه مسئولان باید در تنظیم مناسبات اقتصاد کلان از روحیه عدم سازش و عزتطلبی که در خیابان جاری است الگوبرداری کنند. اگر ۱۰ بند ابلاغی شورای عالی امنیت ملی از جمله لغو قطعنامهها و حاکمیت بر مبادی راهبردی، به عنوان اصول لایتغیر مطرح است، به پشتوانه همان مشتی است که رهبر شهید انقلاب نماد آن بود و امروز در دستان تودهها تکثیر شده است.
وقت آن است که حکمرانی اقتصادی و سیاسی کشور، از پیله بوروکراسی منفعل خارج شده و آهنگ خود را با تکبیر قوّامین خیابان هماهنگ کند چرا که پیروزی در هیچ جبههای بدون اقامه قسط در درون و ایستادگی قائمانه در برون، پایدار نخواهد ماند. این تنها راه ماندن در جای درست تاریخ است.























ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0