بغداد میفروشد، اربیل اجاره میدهد؛ مقاومت حساب می کند
به گزارش رویداد اول؛ پارلمان عراق در بهمن ۱۳۹۸ با اکثریت آرا خروج نیروهای آمریکایی را تصویب کرد. واشنگتن گفت: “نه” همین یک جمله، تمام ادعای حاکمیت ملی عراق را به سخره میگیرد. اما ماجرا به این سادگی نیست. آنچه پس از آن رخ داد نه اشغال کلاسیک، بلکه چیزی پیچیدهتر و خطرناکتر بود: مهندسی حاکمیت دوگانه در منطقه مهم خاورمیانه بود.
دو دولت، یک خیانت
واشنگتن از شکافی که خودش ایجاد کرده بود، بهترین بهره را برد. بغداد و اربیل دو دولت با دو منطق متفاوتند؛ دولت مرکزی محاسبات سیاسی خود را دارد و دولت اقلیم حساب و کتاب اقتصادی امنیتیاش را، و آمریکا در این فاصله به خوبی نشست.
استراتژی پنتاگون از ۲۰۲۴ به بعد را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: تخلیه ظاهری بغداد، تثبیت واقعی اربیل. نیروهای رزمی از پایگاههای آسیبپذیر جنوب و غرب عقب کشیده شدند تا فشار سیاسی روی دولت السودانی کاهش یابد. اما همزمان، پایگاه الحریر در اربیل به آرامی به چیزی فراتر از یک موضع نظامی تبدیل شد: “مرکز اعصاب منطقهای پنتاگون و شریک اطلاعاتی تلآویو”.
الحریر در شصت تا صد و پانزده کیلومتری مرز ایران قرار دارد. سامانههای راداری و شنود پیشرفته این پایگاه، تحرکات پهپادی و موشکی ایران را لحظه به لحظه رصد میکنند و دادهها را مستقیم به اتاقهای عملیاتی اسرائیل منتقل میسازند. الحریر دیگر یک موضع دفاعی نیست؛ خنجری است که از خاک عراق، به پهلوی ایران فرو میرود.
حاکمیت کاغذی
اقلیم کردستان یک معادله ساده است. نفتش زیر نظارت واشنگتن صادر میشود. بودجهاش از بغداد میآید و بغداد در منظومه مالی دلار آمریکایی نفس میکشد. ارتش اقلیم کردستان با سلاح و آموزش آمریکایی و اسرائیلی شکل گرفته است. در چنین ساختاری اراده مستقل چه معنایی دارد؟ اربیل نمیتواند بپرسد چه هواپیماهایی در آسمانش پرواز میکنند. سلیمانیه نمیتواند بپرسد چه کسی در خیابانهایش رفت و آمد دارد. همین خاک بود که در ماههای جنگ تحمیلی اخیر، سکوی پرش موشکها، پهپادها و عملیاتهای اطلاعاتی ضدایرانی شد. از مرزهای غربی کشور، حملاتی طراحی و هدایت شد که ردپای مستقیمش به پایگاههای الحریر و مراکز اطلاعاتی اربیل بازمیگشت. دولتی که نمیتواند آسمانش را کنترل کند، در حقوق بینالملل حاکم نیست دلال است.
پایگاه ویکتوریا در حاشیه فرودگاه بغداد نیز همین نقش را ایفا میکند. نه مرکز آموزشی، بلکه اتاق فرماندهی عملیات پنهان در پایتخت کشوری که رسماً خواهان خروج بیگانگان شده است.
مقاومت و زبان موشکها
از اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون پایگاههای آمریکایی در عراق بیش از ۲۰۰ بار هدف حملات پهپادی و راکتی مقاومت اسلامی عراق قرار گرفتهاند. الحریر و فرودگاه اربیل سهم چشمگیری از این حملات داشتهاند. اما صریح ترین پیام را سپاه پاسداران در دیماه ۱۴۰۲ فرستاد؛ حمله موشکی دقیق به مقر اطلاعاتی موساد در اربیل بود. این عملیات یک اعلام رسمی بود: هیچ نقطهای پشت مرز، امن نیست.
واکنش دولت اقلیم گویاتر از هر تحلیلی بود؛ نه اقدام حقوقی، نه شکایت جدی. فقط سکوتی که ترجمهاش روشن بود: ما میدانیم چرا هدف شدیم.
نتیجه: خاک اجارهای، خون واقعی
آنچه در عراق جریان دارد یک قرارداد نانوشته است. دولتهای بغداد و اربیل در ازای بقای سیاسی و اقتصادی، چشم خود را بر حضور نظامی و اطلاعاتی باندهای تبهکار آمریکایی صهیونی میبندند و این بستن چشم، بهایی دارد که نه آنها، بلکه مردم ایران در مرزهای غربی میپردازند. هر حملهای که از خاک اقلیم به ایران هدایت شده، هر پهپادی که از الحریر برخاسته، هر اطلاعاتی که از سلیمانیه به تلآویو رسیده، سند محکومیت دولتهایی است که حاکمیت را نه از ملت، بلکه از پنتاگون گرفتهاند. عراق امروز بین دو حاکمیت گیر افتاده: یکی که روی کاغذ وجود دارد و یکی که بر زمین اعمال میشود. تکلیف این تناقض را نه پارلمان بغداد، بلکه همان شصت کیلومتری که الحریر را از مرز ایران جدا میکند روشن خواهد کرد. این فاصله هر روز کوتاهتر به نظر میرسد و حسابها روزی تسویه خواهد شد.























ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0