خبرنگاری حرفه ای قربانی پیمانکاران رسانه ای

رسانه را نمی‌توان با یک کانال، خبرنگار را با یک تلفن همراه و اطلاع‌رسانی را با چند خبر کپی‌شده اشتباه گرفت. اگر این مرزها مخدوش شود، نخستین چیزی که قربانی خواهد شد، اعتماد عمومی است؛ و بعد از آن، شأن حرفه‌ای خبرنگارانی که سال‌ها برای ساختن اعتبار رسانه‌ای خود هزینه داده‌اند. رسانه‌ای که فقط برای مدیران خبر خوب تولید می‌کند، ممکن است روابط عمومی موفقی باشد؛ اما لزوماً رسانه موفقی نیست.

به گزارش رویداد اول؛ امروز یکی از جدی‌ترین آسیب‌های فضای رسانه‌ای، رشد بی‌ضابطه افرادی است که با کمترین سابقه و آموزش حرفه‌ای، خود را در جایگاه خبرنگار و رسانه قرار داده‌اند. مسئله، ورود افراد جدید به عرصه رسانه نیست؛ رسانه متعلق به همه جامعه است و درهای آن نباید به روی نسل جدید بسته باشد. مسئله آنجاست که ورود به یک حرفه تخصصی، بدون آموزش، بدون مسئولیت‌پذیری و بدون هیچ سازوکار حرفه‌ای، به امتیاز تبدیل شود.

خبرنگاری شغل ساده‌ای نیست که با ساختن یک صفحه در فضای مجازی آغاز و با انتشار چند خبر پایان یابد. خبرنگار باید خبر را بشناسد، منبع را ارزیابی کند، صحت اطلاعات را بسنجد، حقوق افراد را رعایت کند و در برابر آنچه منتشر می‌کند پاسخگو باشد.

وقتی پیمانکار اطلاع‌رسانی جای تحریریه حرفه‌ای را می‌گیرد و روابط عمومی دستگاه‌ها به جای ارتباط برابر با رسانه‌ها، تولید و توزیع محتوا را به افراد یا تیم‌های خاص می‌سپارند، طبیعی است که نخستین قربانی این روند، خبرنگار حرفه‌ای باشد؛ خبرنگاری که سال‌ها برای آموختن این حرفه، ساختن اعتبار و حفظ استقلال حرفه‌ای خود هزینه داده است. اما وقتی دستگاه‌های اجرایی، اطلاع‌رسانی خود را بدون معیارهای روشن به کانون ها و شرکت های آگهی تبلیغاتی و  گاهی به تیم‌های رسانه‌ای برون‌سپاری می‌کنند، این سؤال جدی شکل می‌ گیرد که معیار انتخاب چیست؟ تخصص، سابقه و صلاحیت حرفه‌ای یا صرفاً میزان دسترسی، ارتباط و قدرت تولید هیاهو؟

برون‌سپاری اطلاع‌رسانی ذاتاً اشکالی ندارد؛ آنچه محل اشکال است، برون‌سپاری بی‌ضابطه و غیرشفاف است. وقتی یک مجموعه اجرایی به جای تعامل حرفه‌ای با مجموعه‌ای از رسانه‌های رسمی و خبرنگاران باسابقه، تمام ظرفیت اطلاع‌رسانی خود را در اختیار یک تیم محدود قرار می‌دهد، عملاً بخشی از میدان رسانه‌ای استان را از خبرنگاران حرفه‌ای می‌گیرد.

نتیجه روشن است: خبرنگاری که سال‌ها سابقه دارد، بیمه می‌پردازد، مالیات می‌دهد، هزینه تجهیزات و رفت‌وآمدش را تحمل می‌کند و برای اعتبار رسانه‌ای خود زحمت کشیده است، در برابر مجموعه‌ای قرار می‌گیرد که ممکن است با هزینه‌ای بسیار کمتر، همان دستگاه را با تولید انبوه محتوا پوشش دهد. این دیگر رقابت برابر نیست؛ تفاوت میان «کار حرفه‌ای» و «تولید محتوای سفارشی» است.

از این منظر، مدیران دستگاه‌های اجرایی نیز باید بدانند که روابط عمومی موفق، روابط عمومی‌ای نیست که فقط از مدیر تعریف کند و اخبار برنامه‌ های او را منتشر سازد. روابط عمومی حرفه‌ای باید پل ارتباطی میان دستگاه، رسانه و افکار عمومی باشد؛ نه اینکه خود به یک اتاق خبر اختصاصی برای مدیر تبدیل شود.

رسانه‌ای که فقط خبر خوب تولید کند، رسانه نیست؛ بلندگوی روابط عمومی است و خبرنگاری که فقط آنچه را به او سفارش داده‌اند منتشر کند، دیر یا زود سرمایه اصلی خود را که همان اعتماد مخاطب است از دست خواهد داد.

در این میان، پدیده رسانه‌های زرد نیز باید جدی گرفته شود. رسانه زرد فقط رسانه‌ای نیست که تیتر جنجالی می‌زند؛ رسانه زرد می‌تواند رسانه‌ای باشد که برای حفظ مخاطب یا منافع اقتصادی، حقیقت را قربانی هیجان می‌کند، شایعه را به جای خبر می‌نشاند و اعتبار دیگران را بدون مسئولیت‌پذیری حرفه‌ای هزینه می‌کند.

فضای مجازی ابزار رسانه است، نه معیار صلاحیت خبرنگاری

آسیب رسانه زرد فقط متوجه یک فرد یا یک مدیر نیست؛ دود آن در چشم همه خبرنگاران می‌رود. زیرا وقتی مخاطب چند خبر نادرست می‌بیند، دیگر میان خبرنگار حرفه‌ای و خبرساز غیرحرفه‌ای تفاوتی قائل نمی‌شود. در چنین شرایطی، سؤال اساسی این است: چرا خبرنگاری که سال‌ها تجربه، تخصص و سابقه دارد، باید برای یک نشست خبری یا دسترسی به اطلاعات، با کسی رقابت کند که تنها مزیتش حضور پررنگ‌تر در فضای مجازی است؟

فضای مجازی ابزار رسانه است، نه معیار صلاحیت خبرنگاری. تعداد دنبال‌کننده، جایگزین تجربه نمی‌شود؛ تعداد بازدید، سند اعتبار نیست و وایرال شدن یک محتوا، آن را به خبر تبدیل نمی‌کند.

اگر قرار است رسانه های استان رشد کند، باید برای این آشفتگی فکری و ساختاری چاره‌ای اندیشید. ساماندهی حرفه‌ای، آموزش، تقویت تشکل‌های صنفی، شفافیت در حمایت‌های رسانه‌ای و تعیین معیارهای روشن برای همکاری دستگاه‌های اجرایی با رسانه‌ها، دیگر موضوعات تشریفاتی نیستند.

در کنار اینها، امنیت شغلی خبرنگاران نیز باید جدی گرفته شود. خبرنگاری که امنیت شغلی ندارد، در برابر فشارهای اقتصادی و سازمانی آسیب‌پذیرتر است و این آسیب در نهایت می‌تواند استقلال حرفه‌ای رسانه را تهدید کند.

خبرنگار، حیاط خلوت هیچ دستگاهی نیست

خبرنگار حرفه‌ای صدقه نمی‌خواهد؛ فرصت برابر می‌خواهد. نمی‌خواهد کسی به خاطر سابقه‌اش او را بر دیگران ترجیح دهد؛ می‌خواهد معیار واحدی وجود داشته باشد که در آن تخصص، تجربه، اخلاق حرفه‌ای و مسئولیت‌پذیری دیده شود.

از مدیران استان نیز باید پرسید: وقتی برای انتخاب پیمانکار عمرانی، پزشک، مشاور یا نیروی تخصصی، صلاحیت و سابقه اهمیت دارد، چرا در حوزه‌ای که مستقیماً با افکار عمومی سروکار دارد، گاهی این معیارها به حاشیه می‌رود؟

خبرنگاری، حیاط خلوت هیچ دستگاهی نیست و اطلاع‌رسانی عمومی نباید به پیمانکاری پنهان برای تولید رضایت تبدیل شود.

حرفه‌ای بودن خبرنگاران را به رسمیت بشناسیم

اگر مسئولان واقعاً به رسانه حرفه‌ای باور دارند، باید به جای تولید ویترین‌های رسانه‌ای، میدان را برای رسانه‌های واقعی باز کنند؛ رسانه‌هایی که هم نقد می‌کنند، هم مطالبه‌گری دارند و هم در بزنگاه‌های دشوار، کنار جامعه می‌ایستند. امروز دفاع از خبرنگار حرفه‌ای، دفاع از یک صنف نیست؛ دفاع از حق مردم برای دانستن حقیقت است.

و شاید بد نباشد یک جمله را دوباره به یاد بیاوریم: رسانه‌ای که فقط برای مدیران خبر خوب تولید می‌کند، ممکن است روابط عمومی موفقی باشد؛ اما لزوماً رسانه موفقی نیست.

خبرنگار باید بتواند سؤال بپرسد، نقد کند، پیگیری کند و حتی اگر لازم شد، برخلاف جریان غالب بنویسد؛ بدون آنکه نگران باشد فردا جای او را کسی خواهد گرفت که تنها تفاوتش با خبرنگار، داشتن یک صفحه پرمخاطب‌تر است.

اگر قرار است رسانه حرفه‌ای داشته باشیم، باید اول حرفه‌ای بودن خبرنگار را به رسمیت بشناسیم.