کشف ذخایر عظیم نفت و گاز در شمالغرب ایران/ثروت پنهان در انتظار اکتشاف و تأیید رسمی
به گزارش رویداد اول – الیاس گندمی: آیا شمالغرب ایران بر روی یکی از بزرگترین پهنههای نفتی منطقه قرار گرفته است؟ آیا ظرفیت های زمین شناختی و نشانههای نفتی در آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، اردبیل و زنجان میتواند افق تازهای در اقتصاد انرژی کشور بگشاید؟
این پرسشها در پی طرح ادعای شناسایی ذخایر گسترده نفت و گاز در شمالغرب ایران از سوی شرکت پویان کاوش، بار دیگر اهمیت ظرفیتهای کمتر شناختهشده انرژی در این منطقه را برجسته کرده است.
دکتر کامبیز گلشنی، مدیرعامل شرکت پویان کاوش و عضو رسمی و ممتاز انجمن بینالمللی دانشمندان فناوری، در گفتگوی اختصاصی با پایگاه خبری رویداد اول، از نتایج تحقیقات میدانی و بهرهگیری از سامانه کاوشگر PK20 سخن میگوید؛ سامانهای که به گفته وی، توانسته نشانههایی از ذخایر بزرگ نفت و گاز را در بخشهایی از شمالغرب کشور شناسایی کند.
گلشنی در این گفتوگو با رویداد اول؛ اشاره به احتمال امتداد این پهنه نفتی در کشورهای همسایه، حجم احتمالی ذخایر را بسیار قابلتوجه توصیف میکند و معتقد است در صورت انجام اکتشافات تکمیلی، تأیید علمی نتایج و فراهم شدن زیرساخت های بهرهبرداری، این ظرفیت میتواند در آینده جایگاه اقتصادی و انرژی ایران را متحول کند.
آنچه در ادامه میخوانید، مشروح این گفتگوی اختصاصی درباره چگونگی شناسایی این ذخایر، قابلیتهای سامانه PK20، گستره جغرافیایی پهنه مورد ادعا و چشمانداز اقتصادی بهرهبرداری از آن است.
آغاز ماجرا از کشف ذخایر قیر طبیعی در بیلهسوار
رویداد اول: آقای دکتر، اساساً چگونه به موضوع شناسایی ذخایر نفتی در شمالغرب ایران ورود کردید و این تحقیقات از کجا آغاز شد؟
شرکت پویان کاوش حدود ۹ سال قبل، طی قراردادی با مجموعهای متقاضی شناسایی ذخایر گیلسونایت یا همان قیر طبیعی، فعالیت خود را در این زمینه آغاز کرد. حاصل این مطالعات، شناسایی ذخایر قابلتوجه گیلسونایت در روستای قیرلوی شهرستان بیلهسوار بود. حدود شش ماه پس از این کشف، وزارت نفت نیز از دستیابی به ذخایر نفتی در دشت مغان خبر داد؛ منطقهای که روستای قیرلو نیز بخشی از آن محسوب میشود. این اتفاق برای ما نقطه آغاز توجه جدیتر به ظرفیتهای نفتی منطقه بود و این احتمال را تقویت کرد که استان اردبیل و استان های همجوار نیز از ذخایر مشابه برخوردار باشند.
اطلاعات دریافتی از کارشناسان و ساکنان محلی نیز حاکی از وجود آثار و نشانههای متعدد نفت و گاز در بخشهایی از شمال غرب کشور بود. به همین دلیل، تیمی تخصصی برای انجام تحقیقات علمی و میدانی تشکیل دادیم و در ادامه از سامانه کشف ذخایر نفتی PK20 برای بررسی و تکمیل مطالعات استفاده کردیم. نتایج تحقیقات اولیه، به شناسایی نشانههایی از ذخایر بزرگ نفت و گاز در بخش هایی از استانهای اردبیل، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و زنجان منجر شد.
PK20؛ سامانهای با ادعاهای بینالمللی
رویداد اول: تا چه اندازه میتوان به دادهها و نتایج سامانه PK20 اعتماد کرد؟ این سامانه چه ویژگیها و اعتبار علمی و فنی دارد؟
سامانه PK20 بر پایه دستگاه کاوشگر PK20 طراحی شده است. این دستگاه دارنده گواهی استاندارد CE اروپا بوده و در سال های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ میلادی در مسابقات اختراعات جهانی، اروپایی و بینالمللی موفق به کسب پنج مدال طلا و دریافت گواهینامه های طلایی شده است. این موفقیتها از نظر ما نشان دهنده ظرفیت فنی و قابلیتهای این سامانه در حوزه کاوش و شناسایی ذخایر است. البته برای تبدیل دادههای اولیه کاوش به نتایج قطعی اکتشافی، انجام مطالعات تکمیلی زمین شناسی، ژئوفیزیک و در نهایت حفاری اکتشافی ضروری است.
گستره پهنه نفتی مورد ادعا؛ از آذربایجانغربی تا کشورهای همسایه
رویداد اول: بررسیهای شما وسعت این سفره نفتی را چقدر نشان میدهد و کدام مناطق را در بر میگیرد؟
بر اساس تحقیقات مقدماتی و میدانی انجامشده با سامانه PK20، نشانههایی از یک پهنه گسترده دارای ظرفیت نفت و گاز در شمالغرب کشور شناسایی شده است. این پهنه، بخش هایی از استان های آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، اردبیل و مناطق پیرامونی را شامل میشود. از منظر زمینشناسی و بر اساس برداشت ما از دادههای اولیه، این پهنه میتواند در مقیاسی فراتر از مرزهای ایران امتداد داشته باشد و بخشهایی از محدوده میان دریای خزر، دریای سیاه، شرق ترکیه و شمال شرق عراق را نیز دربرگیرد. البته تعیین دقیق محدوده، پیوستگی ساختارهای زمینشناسی و میزان ذخایر قابل برداشت، به مطالعات جامع و اکتشافات رسمی نیاز دارد.
یک سفره نفتی مشترک میان چند کشور
رویداد اول: با این توصیف، آیا میتوان گفت ذخایر شناساییشده در شمالغرب ایران بخشی از یک پهنه نفتی مشترک با کشورهای همسایه است؟
بر اساس تحلیل ما از ساختارهای زمینشناسی منطقه، احتمال وجود ارتباط زمینشناختی میان برخی از پهنههای نفتخیز کشورهای همسایه مطرح است. این محدوده میتواند بخشهایی از روسیه، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، ترکیه، عراق و ایران را شامل شود. در حال حاضر کشورهای منطقه از ظرفیتهای نفتی خود در مناطق مختلف بهرهبرداری میکنند و ما معتقدیم ایران نیز باید با انجام مطالعات دقیق و سرمایهگذاری در حوزه اکتشاف، سهم خود را از ظرفیتهای احتمالی این منطقه شناسایی کند. البته اثبات وجود یک مخزن نفتی پیوسته و مشترک میان این کشورها، موضوعی تخصصی است و به دادههای زمینشناسی و اکتشافی مستقل نیاز دارد.
ادعای ذخایری فراتر از خلیج فارس
رویداد اول: برآورد شما از میزان ذخایر نفتی این پهنه چقدر است؟ آیا میتوان آن را با سفره نفتی خلیج فارس مقایسه کرد؟
با توجه به دادههای اولیه سامانه PK20، تعدد محدودههای شناساییشده و همچنین شواهد تاریخی و زمینشناختی که به ارتباط این منطقه با بقایای اقیانوس باستانی تتیس اشاره دارد، ما معتقدیم ظرفیت ذخایر این پهنه میتواند بسیار قابلتوجه باشد. برآورد اولیه ما این است که حجم ذخایر احتمالی این منطقه میتواند تا ۲۰ برابر ذخایر پهنه نفتی خلیج فارس باشد. البته تأکید میکنم این برآورد بر پایه مطالعات اولیه و دادههای سامانه کاوشگر است و برای اعلام حجم قطعی ذخایر درجای نفت، میزان ذخایر قابل استحصال و امکان اقتصادی استخراج، باید عملیات اکتشافی استاندارد و ارزیابی مستقل انجام شود.
مسیر دستیابی به ذخایر؛ از اکتشاف تا حفاری
رویداد اول: برای تبدیل این ظرفیت احتمالی به یک منبع واقعی تولید و درآمد، چه اقداماتی باید انجام شود؟
نخستین گام، اجرای یک برنامه جامع اکتشافی است. باید کل محدوده مورد نظر به صورت نظاممند بررسی شود، مکان دقیق ساختارهای مستعد ذخیره نفت مشخص شود و نقاط مناسب برای حفاری تعیین شوند. در مرحله بعد، با انجام حفاریهای اکتشافی و آزمایشهای تخصصی میتوان وجود نفت و گاز، کیفیت مخازن، حجم ذخایر و قابلیت استخراج اقتصادی آنها را مشخص کرد. پس از تأیید نتایج، نوبت به طراحی پروژههای توسعهای، جذب سرمایهگذاری و ایجاد زیرساختهای لازم برای استخراج و انتقال نفت و گاز میرسد. به اعتقاد ما، سامانه PK20 میتواند در مرحله شناسایی اولیه و مکانیابی، نقش مؤثری داشته باشد.
سه سال برای اکتشاف در شمالغرب کشور
رویداد اول: اجرای پروژه اکتشاف در گستره شمالغرب کشور چقدر زمان نیاز دارد؟
اگر پروژه به صورت مستمر و بدون وقفه اجرا شود، برای بررسی محدوده مورد نظر، تکمیل مطالعات و تهیه گزارش نهایی، حداقل سه سال زمان لازم است. طبیعتاً میزان سرمایهگذاری، امکانات فنی، همکاری دستگاههای مسئول و گستره دقیق محدوده اکتشافی در مدت اجرای پروژه تأثیرگذار خواهد بود.
نفت شمالغرب؛ فرصتی برای بازتعریف جایگاه اقتصادی ایران
سؤال پایانی رویداد اول: اگر وجود این ذخایر در مطالعات رسمی تأیید شود و امکان بهرهبرداری اقتصادی از آنها فراهم آید، چه تأثیری بر اقتصاد کشور و بهویژه استانهای شمالغرب خواهد داشت؟
بدون تردید، در صورت اثبات وجود ذخایر قابلتوجه و امکان بهرهبرداری اقتصادی از آنها، این ظرفیت میتواند تحولی مهم در اقتصاد کشور ایجاد کند. شمالغرب ایران از موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیکی ویژهای برخوردار است و نزدیکی به بازارهای منطقهای، مرزهای بینالمللی و مسیرهای ترانزیتی میتواند در توسعه صنایع مرتبط با نفت و گاز مزیت ایجاد کند. بهرهبرداری از چنین ظرفیتی، در صورت تحقق، میتواند زمینهساز جذب سرمایهگذاری، ایجاد اشتغال، توسعه صنایع پاییندستی، افزایش درآمدهای ملی و تقویت جایگاه ایران در بازارهای انرژی منطقه باشد. از نگاه ما، این موضوع فرصتی ارزشمند برای آینده کشور است؛ فرصتی که باید با نگاه علمی، برنامهریزی ملی، سرمایهگذاری و همکاری دستگاههای مسئول دنبال شود.
سخن پایانی:
آنچه در این گفتوگو مطرح شد، ادعایی قابلتوجه درباره ظرفیتهای نفت و گاز شمالغرب ایران است؛ منطقه ای که به دلیل موقعیت جغرافیایی و ظرفیتهای معدنی و انرژی، میتواند در کانون توجه مطالعات اکتشافی آینده کشور قرار گیرد. با این حال، فاصله میان شناسایی اولیه نشانههای نفتی تا اثبات وجود مخزن، تعیین حجم ذخایر و آغاز استخراج تجاری، مسیری تخصصی و چندمرحلهای است.
اکنون پرسش اصلی این است: آیا وزارت نفت و مجموعههای تخصصی اکتشاف کشور، آمادگی بررسی مستقل و ارزیابی رسمی دادههای ارائهشده از سوی شرکت پویان کاوش را دارند؟
رویداد اول این موضوع را از منظر علمی، فنی، اقتصادی و مسئولیت دستگاههای اجرایی پیگیری خواهد کرد.























ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0