مرز باریک میان دیده‌شدن و اعتبار در رسانه/هر آنچه دیده می‌شود، الزاماً معتبر نیست

فضای مجازی امروز به یکی از مهم‌ترین میدان‌های شکل‌گیری افکار عمومی تبدیل شده است؛ میدانی که در آن یک خبر، یک تحلیل، یک انتقاد یا حتی یک ادعا می‌تواند در کوتاه‌ترین زمان ممکن به هزاران مخاطب برسد. اما در این میان، یک پرسش اساسی همچنان پابرجاست: آیا هر آنچه دیده می‌شود، الزاماً معتبر است؟

به گزارش رویداد اول؛ سخنان اخیر رضا رحمانی، استاندار آذربایجان‌ غربی در جلسه شورای مدیران استانداری درباره ضرورت بی‌اعتنایی مدیران به مطالب تخریبی و پرهیز از واکنش‌های هیجانی به محتوای منتشرشده در فضای مجازی، از یک واقعیت مهم حکایت دارد؛ اینکه مدیران نمی‌توانند و نباید در برابر هر موجی که در فضای مجازی شکل می‌گیرد، موضع‌گیری کنند.

استاندار با اشاره به عملکرد مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان نیز تأکید کرد که خود مطالب تخریبی را رصد می‌کند، اما به آنها بها نمی‌دهد. این نگاه را می‌توان از منظر دیگری نیز مورد توجه قرار داد: هر صدایی در فضای مجازی، الزاماً صدای افکار عمومی نیست و هر محتوایی که دیده می شود، لزوماً خبر نیست.

امروز فناوری، ابزار تولید و انتشار محتوا را در اختیار تقریباً همگان قرار داده است. تلفن همراه، اینترنت، یک کانال یا یک صفحه مجازی، امکان انتشار را فراهم کرده‌اند؛ اما «امکان انتشار» با «هویت رسانه‌ای» یکسان نیست.

خبرنگاری صرفاً به معنای در دست داشتن تلفن همراه و انتشار سریع یک مطلب نیست. خبرنگاری، حرفه‌ای است که با جست‌وجوی حقیقت، شناخت منابع، راستی‌آزمایی، رعایت انصاف، مسئولیت‌پذیری حرفه‌ای و پذیرش تبعات حقوقی و اخلاقی انتشار محتوا معنا پیدا می‌کند.

بی‌اعتنایی به تخریب، نباید به معنای بی‌اعتنایی به افکار عمومی تعبیر شود

از همین منظر، تفکیکی که استاندار میان بدنه حرفه‌ای خبرنگاران و افرادی که بدون برخورداری از جایگاه مشخص رسانه‌ای اقدام به جوسازی و انتشار محتوا می‌کنند، قائل شد، قابل تأمل است. قاطبه خبرنگاران، نیروهای حرفه‌ای و مسئولیت‌پذیری هستند که برای تولید یک خبر، باید پاسخگوی صحت و اعتبار آن باشند؛ بنابراین نمی‌توان هر فعال فضای مجازی را صرفاً به دلیل داشتن مخاطب، در جایگاه خبرنگار قرار داد.

اما در این میان، یک نکته مهم نیز نباید فراموش شود. بی‌اعتنایی به تخریب، نباید به معنای بی‌اعتنایی به افکار عمومی تعبیر شود.

نقد قدرت، از کارکردهای بنیادین رسانه است

مدیران دولتی طبیعتاً نمی‌توانند به هر شایعه، ادعا یا مطلبی که در فضای مجازی منتشر می‌شود، پاسخ دهند و اساساً چنین انتظاری نیز منطقی نیست. اما زمانی که یک پرسش واقعی، یک مطالبه عمومی یا یک ابهام جدی در جامعه شکل می‌گیرد، پاسخ‌گویی همچنان بخشی از مسئولیت مدیریت عمومی است؛ حتی اگر نخستین بار این پرسش در فضای مجازی مطرح شده باشد.

از سوی دیگر، رسانه نیز نباید از وظیفه اصلی خود فاصله بگیرد. نقد قدرت، پرسشگری و مطالبه‌گری، از کارکردهای بنیادین رسانه است. اما نقد زمانی ارزش رسانه‌ای پیدا می‌کند که بر اطلاعات قابل اتکا و روش حرفه‌ای استوار باشد. فاصله میان «نقد» و «تخریب» گاهی تنها به اندازه یک سند، یک منبع معتبر و یک راستی‌آزمایی است.

رسانه حرفه‌ای قرار نیست روابط عمومی مدیران باشد؛ همان‌گونه که قرار نیست به تریبونی برای تخریب مدیران تبدیل شود. رسانه باید در جایگاه خود بایستد؛ نه در کنار قدرت و نه در مقابل قدرت، بلکه در کنار حقیقت و منافع عمومی.

شاید یکی از چالش‌های جدی امروز فضای رسانه‌ای، گم‌شدن مرز میان «رسانه» و «صفحه شخصی»، «خبر» و «ادعا»، «مطالبه‌گری» و «جوسازی» و «نقد» و «تخریب» باشد.

مخاطب به رسانه‌ای نیاز دارد که بتواند به آن اعتماد کند

در عصر انفجار اطلاعات، سرعت انتشار دیگر یک امتیاز منحصر به رسانه‌ها نیست. هر کسی می‌تواند در چند ثانیه محتوایی تولید و منتشر کند. بنابراین آنچه یک رسانه حرفه‌ای را از یک صفحه منتشرکننده محتوا متمایز می‌کند، دیگر صرفاً سرعت نیست؛ اعتبار است.

مخاطب امروز بیش از آنکه به دنبال محتوایی باشد که صرفاً او را تحت تأثیر قرار دهد، به رسانه‌ای نیاز دارد که بتواند به آن اعتماد کند.

اعتماد مخاطب؛ مهم‌ترین سرمایه رسانه 

از این رو، شاید مهم‌ترین سرمایه رسانه در شرایط امروز، نه تعداد دنبال‌کنندگان، نه میزان بازدید و نه سرعت انتشار، بلکه اعتماد مخاطب باشد؛ سرمایه‌ای که به آسانی به دست نمی‌آید و با یک خبر نادرست، یک ادعای بدون سند یا یک قضاوت عجولانه می‌تواند آسیب ببیند.

در سوی دیگر ماجرا نیز مدیران باید بدانند که همه منتقدان، تخریبگر نیستند و هر پرسش دشواری را نمی‌توان به حساب «فضاسازی» گذاشت. رسانه حرفه‌ای گاهی باید سؤال‌هایی را مطرح کند که شنیدن آنها برای مدیران آسان نیست؛ اما همین پرسشگری است که می‌تواند به اصلاح امور و افزایش اعتماد عمومی کمک کند.

رسانه سالم، نه دشمن مدیریت است و نه بلندگوی آن؛ رسانه سالم، آینه‌ای است که باید واقعیت را تا حد امکان بی‌پیرایه نشان دهد.

سخن آخر اینکه در روزگار انفجار اطلاعات، مسئله اصلی دیگر فقط «دیده شدن» نیست؛ مسئله مهم‌تر، قابل اعتماد بودن است. فاصله میان یک رسانه مسئول و یک صفحه صرفاً منتشرکننده محتوا، شاید از بیرون چندان زیاد به نظر نرسد؛ اما در عمق، تفاوت میان آنها در کلمه مسئولیت خلاصه می‌شود و درست از همین نقطه است که «رسانه» از «انتشار محتوا» جدا می‌شود.

یادداشت از: الیاس گندمی مدیر مسئول رویداد اول