از لفاظی‌های مرگبار تا جنایات سازمان‌یافته

سمانه قلی زاده کارشناس ارشد جرم و جزا در قالب یادداشتی جنایات سازمان‌یافته رژیم صهیونیستی را تحلیل کرده است.

به گزارش رویداد اول؛ در تاریخ بشریت، جنایات بزرگ هرگز با یک دستور نظامی آغاز نشده‌اند آن‌ها ابتدا با زبان آغاز می‌ شوند. تبدیل انسان به حیوان در کلام، اولین قدم برای پذیرفتن کشتار او در میدان جنگ است. رژیم صهیونیستی در سال‌ های اخیر، به‌ویژه در جریان جنگ غزه و درگیری‌های اخیر در لبنان و نبرد رمضان، الگویی سیستماتیک از غیرانسانی‌سازی را به کار گرفته است. وقتی مقاماتی چون یوآو گالانت فلسطینیان را حیوانات انسان‌نما می‌نامند یا ایتامار بن‌گویر خواستار سوزاندن تمام لبنان می‌شود، این‌ها صرفاً لفاظی‌های سیاسی یا واکنش‌های احساسی نیستند، بلکه در واقع اعلام نیت جنایی در سطح کلان هستند که در حقوق بین‌الملل به‌عنوان تحریک مستقیم و عمومی به نسل‌کشی شناخته می‌شود.

تحلیل حقوقی، وقتی کلام، سند جنایت می‌شود

از منظر حقوق بین‌الملل و به‌ویژه کنوانسیون نسل‌کشی ۱۹۴۸، اظهارات مقام‌های ارشد یک دولت، سندیت حقوقی دارد. در پرونده آفریقای جنوبی علیه رژیم صهیونیستی در دیوان بین‌المللی دادگستری (ICJ)، مشخص شد که این لفاظی‌ها نه تنها برای توجیه جنایات، بلکه برای ایجاد فضای ذهنی لازم جهت ارتکاب نسل‌کشی به کار می‌روند.

عباراتی چون «تمام لبنان باید بسوزد» یا درخواست پاسخ هزاربرابری برای هر تلفات نظامی، نقض آشکار «اصل تناسب» در حقوق بشردوستانه است. این اظهارات نشان می‌دهد که هدف رژیم، نه رسیدن به اهداف نظامی، بلکه در صدد نابودی کامل گروه‌های ملی و قومی است. در واقع، این لفاظی‌ها زنجیره پیوندی میان نیت و عمل هستند یعنی ابتدا با زبان، قربانی را از دایره انسانیت خارج می‌کنند و سپس با بمب و گرسنگی، این حکم را اجرا می‌کنند.

بند دوم: از غزه تا جنگ رمضان گسترش دایره وحشت

جنایات این رژیم از غزه فراتر رفته و در قالب یک الگوی تکرارشونده در جنوب لبنان و درگیری‌های اسفند ۱۴۰۴ و فروردین ۱۴۰۵ (نبرد رمضان) در ایران تجلی یافت. در این بازه زمانی، شاهد بودیم که تجاوزات نظامی با لفاظی‌های تندتر همراه شد. نبرد رمضان تنها یک رویارویی نظامی نبود، بلکه نقطه اوج تکبر رژیمی بود که تصور می‌کرد می‌تواند با تخریب غیرنظامیان و نقض آتش‌بس‌های شکننده، اراده ملت‌های منطقه را در هم بشکند.

بعد تز تجربه تلخ جنگ با ابر قدرت منطقه ایران تسلامی تلاش برای ایجاد مناطق امنیتی در جنوب لبنان از طریق تخریب خانه‌ها و جلوگیری از بازگشت ساکنان، در واقع تکرار همان سیاست پاکسازی قومی است که در غزه اجرا شد. این رفتار، نشان‌دهنده این است که رژیم صهیونیستی به دنبال صلح یا امنیت نیست، بلکه در جست‌وجوی یک سلطه مطلق است که هرگونه مقاومت را با آتش و خون پاسخ می‌دهد.

بند سوم: بازخوانی یزید زمانه روانشناسی استکبار و تکبر

اگر بخواهیم رفتار این رژیم را با معیارهای اخلاقی و تاریخی بسنجیم، با بازتولید دقیق روح یزیدی روبرو هستیم. یزید در تاریخ، نماد کسی است که نه تنها به خون‌ریزی دست زد، بلکه با تکبر و شادی از این جنایات لذت می‌برد و حقانیت خود را در سرکوب بی‌رحمانه می‌دید.

ویژگی‌های رفتاری مقام‌های صهیونیست در سال ۲۰۲۶، دقیقاً با این الگوی یزیدی همخوانی دارد:

تکبر مفرط: اعتقاد به اینکه خون دیگران (فلسطینی‌ها و لبنانی‌ها) ارزشی ندارد و کشتار آن‌ها یک حق است.

لذت از تخریب: لفاظی‌های بن‌گویر در مورد گریه هزاران مادر لبنانی بازتابی از همان شادی سادیکانی است که در تاریخ برای توصیف جلادان و طاغوت‌ها به کار رفته است.

ناپایبندی به پیمان‌ها: همان‌گونه که یزید عهد و پیمان‌ها را به بازی گرفت، این رژیم نیز آتش‌بس‌ها را صرفاً فرصتی برای بازسازی ارتش جهت کشتارهای گسترده‌تر می‌بیند.

این رژیم، یزید زمانه است چون جنایات خود را نه تنها پنهان نمی‌کند، بلکه با افتخار در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کند و از سوزاندن سرزمین‌های دیگر به عنوان یک دستاورد سیاسی یاد می‌کند.

بند چهارم: شکست عدالت بین‌المللی و ضرورت پاسخگاری با وجود تمام این شواهد، چالش اصلی در اجرای حقوق بین‌الملل، دوگانگی و سیاست قدرت‌های بزرگ است. وقتی لفاظی‌های یک مقام رسمی به تحریک نسل‌کشی منجر می‌شود اما هیچ اقدام فوری برای بازداشت یا تحریم کامل او صورت نمی‌گیرد، عدالت بین‌المللی به یک شوخی تبدیل می‌شود. با این حال، مستندسازی بیش از ۵۰۰ مورد لفاظی تحریک‌آمیز و پیوند دادن آن‌ها به عملیات میدانی، راه را برای دادگاه‌های کیفری (ICC) هموار کرده است. دیگر نمی‌توان این جنایات را دفاع از خود نامید؛ وقتی هدف سوزاندن یک کشور باشد، ما با یک استراتژی تهاجمی و جنایتکارانه روبرو هستیم.

پایان ناگزیر تکبر

تاریخ گواه است که هیچ رژیمی که بر پایه غیرانسانی‌ وکشتار جمعی بنا شده باشد، ماندگار نمانده است. لفاظی‌های مقامات صهیونیستی، هرچند در کوتاه‌مدت باعث ترس شوند، اما در بلندمدت، آن‌ها را به عنوان جنایتکاران جنگی در تاریخ ثبت می‌کند.

سوزاندن لبنان یا محاصره غزه، نمی‌تواند خلأ مشروعیت این رژیم را پر کند. «روح یزیدی» هر چقدر هم که مسلح باشد، در نهایت با برخورد اراده‌های مقاومه و بیداری جهانی به زانو در می‌آید. جامعه جهانی امروز باید بداند که سکوت در برابر لفاظی‌ های سوزاندن و حیوان نامیدن به معنای همدستی در نسل‌کشی است. تنها راه نجات، پاسخگویی کامل فردی و جمعی این رژیم در برابر جنایاتی است که از زبان شروع شد و به آتش و خون ختم شد.